اصل متن عهد نامه فینکن اشتاین  به زبان رسمی ایران در عهد قاجار

اصل متن عهد نامه فینکن اشتاین به زبان ترکی با تصویر و ترجمه

اشاره : همیشه به ما اینگونه تلقین می کنند که از اول زبان فارسی زبان رسمی و اداری ایران بوده است که این امر یکی از جعلیات نژاد پرستان و اریاگرایان می باشد. از اوایل دوران قاجار تا دوره مشروطیت زبان ترکی زبان رسمی اداری و دیپلماتیک ایران بوده است و زبان فارسی و سایر زبان ها در ایران اعتبار یکسانی داشتند و هیچ گونه تبعیضی ما بین زبان های مختلف اعمال نمی شد.

معاهده فین کن اشتاین در چهارم می سال ١٨٠٧ (٢٥ صفر ١٢٢٢ قمری، ١١٨٦ شمسی) در اردوی نظامی امپراتور فرانسه در فین کن اشتاین (پروسیا-شرق لهستان) عقد شده است. این عهدنامه که در ١٦ ماده تنظیم گردیده منجر به ایجاد اتحادی دفاعی بین امپراتور فرانسه ناپلئون (١٧٦٩-١٨٢١) و پادشاه دولت ترکی آزربایجانی قاجار فتحعلیشاه (١٧٧١-١٨٣٤) شد. یکی از مهمترین نتایج امضا این عهدنامه ایجاد ارتش مدرن دولت ترکی آزربایجان قاجار بود. فتحعلیشاه بعد از آن که عهد نامه فین کن اشتاین را امضاء کرد، عسگر خان افشار ارومی، دولتمرد ترک و آزربایجانی را به نمایندگی سیاسی دولت ترکی آزربایجانیی قاجار به دربار ناپلئون امپراتور فرانسه فرستاد.

نسخه ای از معاهده فین کن اشتاین به زبان ترکی در میان مجموعه های موزه تاریخ فرانسه وجود دارد. در زیر باز نویسی متن این نسخه با الفبای فونئتیک معاصر ترکی- عربی و ترکی آورده می شود

متن كامل اين مقاله علمي تاريخي و تحقيقي را در وبلاگ " خوْراسان ﺗـﯚرکلری‌نین دیل و کـﯚلتـﯚرلری " اينجا مطالعه فرماييد.

اردبیل شناسی ( از منظر رهبر معظم انقلاب )

 اردبیل سن تورک آزری سَن ...اهل بیتین قدرین بیلیرسَن

قزل باش ،شاه سِوَن یوردئوندا ... آزربایجانا بیر گوزل قیزیل سان

تورک دیلینَن شیعه  مَذهبین  ....مَدح و ثنا.  آدین اُوجا اِدیب سَن

به اطلاع عزیزان می رساند در فرصتی مناسب ترجمه تورکی آزربایجانی بیانات گهر بار مقام معظم رهبری را به سمع مبارک تان  خواهیم رساند .

 

اردبیل شناسی
گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در جمع مردم استان اردبيل‌ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

 

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين. الهداة المهديّين. سيّما بقيةاللَّه فى‌الأرضين.

براى من ديدار مردم مؤمن، باوفا، پُرشور، انقلابى و بسيار عزيز شهر و استان اردبيل، بسيار مغتنم است. در طول سالهاى انقلاب و قبل از انقلاب، شهر و منطقه شما در چشم ما داراى مقامى ارجمند و برجسته بوده. و همه حوادث و قضايايى كه در طول اين دوران، پيش آمده است، اين ديد درست در مورد اردبيل و مردم اردبيل را تقويت كرده است.

اين ديدار صميمى و پرشور را مغتنم مى‌شمارم و عرايضى را در دو، سه بخش به شما برادران و خواهران عزيز، عرض مى‌كنم.

بخش اوّل، در مورد شهر شما و سابقه شماست. اگرچه مردم اردبيل - بلكه بسيارى از مردم كشور - نقش اردبيل و سابقه اردبيل و بزرگان اين شهر و منطقه را تا حدود زيادى مى‌شناسند؛ اما من مايلم از زبان من، اين گفته شود كه اردبيل در طول دورانهاى گذشته و در دوران انقلاب و در دوران نهضت اسلامى، نقشى مؤثّر و پايدار در آن راههايى كه به صلاح ملت و اين كشور منتهى مى‌شده، ايفا كرده است.

در تاريخ گذشته، در دوران طلوع صفويّه، سرزمين اردبيل توانست دو خدمت بزرگ به اين كشور بكند. اوّل اين كه توانست از كشورى كه بخشهاى آن از هم جدا و با هم در حال اختلاف و درگيرى بودند، يك كشور متّحد، بزرگ و مقتدر، به‌وجود آورد. قبل از طلوع صفويّه و بعد از دوران سلجوقيان، ايران كشورى بود كه هر بخشى از آن آهنگ جداگانه‌اى مى‌نواخت و از عزّت و عظمت ايران در آن دورانها خبرى نبود. اين عزّت را صفويّه دادند. و صفويّه از اردبيل طلوع كردند و خاندان عرفاى مجاهد و مبارز - يعنى اولاد شيخ صفى‌الدّين اردبيلى - توانستند اين زمينه را به وجود آورند، تا فرزندان آنها ايران را به همه عالميان در دنياى آن روز، متّحد، مقتدر، عزيز، سربلند و پيشرفته معرفى كنند.

خدمت دوم، عاملى بود كه در واقع پشتيبانى معنوىِ عامل اوّل محسوب مى‌شود؛ يعنى احياى مذهب شيعه، مذهب اهل‌بيت و ارادت به خاندان پيامبر. مردم - همين مردم شجاع، همين عشاير غيور - از اين سرزمين با نام اميرالمؤمنين، با نام امام حسين، با نام شهداى كربلا، با نام ائمه معصومين عليهم‌السّلام توانستند بروند و نام خدا، ياد اهل‌بيت و آئين مقدس اسلام و فقه متين جعفرى را در سرتاسر اين كشور، مستقر كنند و كشورى يكپارچه، محكم و مقتدر به‌وجود آورند.

اين اقتدارى بود كه از معنويت، از دين و از تعاليم اهل بيت به‌وجود آمد. بزرگانى كه در اين مدت - در طول چند قرن - در اردبيل پرورش پيدا كرده‌اند، همه همين خط مستقيم را نشان مى‌دهند. خودِ شيخ صفى‌الدّين اردبيلى، برخلاف آنچه كه بعضى گمان مى‌كنند، يك صوفى‌مسلك از قبيل آنچه كه ادّعا مى‌شود، نبود. يك عالم، يك عارف، يك مفسّر و يك محدّث بود. آن‌گونه كه مرحوم علاّمه مجلسى - بنا بر آنچه از او نقل كرده‌اند - ذكر مى‌كند، شيخ صفى‌الدّين اردبيلى در رديف سيدبن‌طاووس و ابن‌فهد حلّى - علماى فقيه و درعين‌حال عارف - قرار داشت و كسى بود كه در كنار علاّمه حلى - در دستگاه شاه خدا بنده - توانستند جوانه‌هاى شيعه را در قرن هفتم و هشتم در اين كشور به‌وجود آورند و پايه فقهى و متين و استدلالى آن را در حوزه‌هاى علميه، رايج كنند.

بعد هم فرزندان او عرفاى مجاهد بودند؛ لذا گفته‌اند اردبيل «دارالارشاد» است. يعنى اين‌جا كسانى هستند كه ارشاد به دين مى‌كنند. بحث، بحث دارالارشاد است؛ بحث صوفى‌گرى و كارها و سخنها و دعويهايى از اين قبيل نيست. بحث بر سر معنويّت دين و معنويّت شيعه و خاندان اهل بيت است. لذا بعد از گذشت يكى دو قرن، در اوايل صفويّه - در قرن دهم - خورشيد درخشان فقاهت شيعه - اوّل كس از بزرگانى كه بعد از چند قرن در دنياى فقاهت اسلامى و شيعى از ايران درخشيد - يعنى مرحوم ملااحمد محقّق اردبيلى - از اين شهر سر بلند كرد. قرنها، فقهاى شيعه از بلاد لبنان، شام، حِلّه و عراق بودند و علمايى از ايران در رديف بزرگان فقهاى شيعه، از بعد از قرون اول، تا قرنهاى متوسط نداشتيم. اوّل كسى كه در اين ميدان قدم گذاشته است، يك فحل اردبيلى است؛ يك عالم بزرگ، يك زاهد، يك عارف و يك محقّق.

خدا را شكر مى‌كنيم كه سلسله ديانت و شجاعت مردم و قوّت معنوى اين مردم، در كنار سلسله پيشرفت علم و تقوا در طول زمان در اين سرزمين امتداد پيدا كرده است. مردم اردبيل از قبل از دوران صفويّه هم جزو معدود مردمى در كشور ايران هستند كه توانستند لشكريان مغول را دو مرتبه شكست دهند. لشكريان مغول، هرجا مى‌رفتند، مردم را با ارعاب وادار به عقب‌نشينى مى‌كردند. در اردبيل، لشكريان مغول، دو مرتبه از مردم شكست خوردند و عقب‌نشينى كردند. بعد هم اين طوايف و ايلات شجاع و مردم مؤمن توانستند اين‌جا را نقطه شروعى قرار دهند كه ايران بزرگ شيعى و مقتدر - در دوران صفويّه - به وجود آيد.

البته به شما بگويم در دوران حكومت قاجاريه و حكومت پهلوى، صفويّه مورد بغض بودند و به دلايل معيّنى اردبيل هم مورد بى‌اعتنايى قرار گرفت. همان قدرى كه صفويّه به اردبيل پرداختند، قاجاريه و بعداً پهلوى، در اين نقطه مرزى و دوردست، بى‌اعتناى كردند. آن چيزى كه به ياد آنها نيامد، اردبيل بود! لذا اين شهر و اين منطقه سرسبز، حاصلخيز و بااستعداد كه هم استعداد كشاورزى دارد، هم استعداد صنعتى، هم امكان بازرگانى سالم خارجى، يكى از مناطق فقير و محروم، شمرده مى‌شود.

چرا؟ به خاطر انتقامى است كه بعضى از حكام بعد از صفويّه، مى‌خواستند از اين منطقه، از اين مردم و از قبايل قزلباشى آن روز - كه از آنها دل پُرى داشتند و بخشى از آنها در اردبيل بودند - بگيرند.

 

۱۳۷۹/۰۵/۰۳

منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

 

شعر در رابطه با شب (گجئلر)

بیرمنم بیر بو قلم بیرده بو ویرانه کونول       اوچوموزده گلیریگ نالیه با هم گجئلر

کیمسه بیلمز اورگیم سیررینی دونیادا منیم    یاز قلم دورما کی سنسن منه محرم گجئلر

یارالی کونلومه کوندور وورلان یاره لره       مهربان یار الَه ایستر   قو یا  مرهم گجئلر

به یاد مادران عزیز

قدمین  گو یسا  گوز ائوسته دییرم جان آناما      چیخاری یوخدی گوزئومون تا اولا قوربان آناما

آغاران ساچلاری هر بیرسی خاطیره دی        قودرتیم   یوخدو یازام شعر ایله دیوان آناما